جهان یا دنیا؟

 

در زبان فارسی برای نامیدن هستی و جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، واژه‌های «جهان»، «کیهان»، «گیتی» به کار برده می‌شود. جزو اصلی این واژه‌ها «ج[ـیـ]ه/کی/گی» از ریشه‌ی زیستن است و به معنای «جایی برای زیستن» هستند و این نگاه مثبت سخن‌گویان این زبان را به جهان آشکار می‌کند. در دیگر زبان‌های هند و اروپایی نیز کمابیش این معنی یا نزدیک به آن دیده می‌شود؛ مثلاً واژه‌ی universe که بر گرفته از ریشه‌ی لاتین universum  از دو جزو unus  به معنای یک و versus به معنای گردیده مجموعاً به معنای هماهنگ و همسو است و به اعتبار دیگر universe به معنی یک بیت شعر است و هماهنگی و موزونی این جهان را می‌رساند، هم‌چنین هم‌راستا با این معنا می‌توان واژه‌ی «گیتی» در زبان فارسی را نیز برگرفته از ریشه‌ی «گیت» به معنای سرود و ترانه دانست که در نظر سخن‌گویان این زبان‌ها هستی هم‌چون سرود و شعر، موزون و خوش‌آهنگ است و شادی‌آور. مؤید این نظر نیز کتیبه‌های هخامنشی است که در سطور آغازین آن‌ها بند «و خداوند شادی را برای مردمان آفرید» آمده است.

اما پس از ورود اسلام به ایران رفته رفته واژه‌های امیدبخش جهان، کیهان و گیتی رنگ باختند و واژه‌ی «دنیا» از عربی به فارسی راه یافت. برخی دنیا را از ریشه «دنو» می‌دانند به معنای نزدیک‌تر و برخی نیز آن را به معنای جایگاه پست و زبون می‌دانند. با توجه به بار منفی این واژه کم‌کم دیدگاه سخن‌گویان فارسی نیز نسبت به جهان عوض شد و دیدگاهی مانند «که این منزل درد و جای غم است/ در این دامگه شادمانی کم است» جان گرفت و جهان این زیستگاه خوش‌آهنگ و موزون به دنیای پست و زبون و پردرد و میرا بدل شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *